گوناگون

گلچین مطالب دوست داشتنی

گلچین مطالب دوست داشتنی

دلم می خواهد بدانند هرچه می دانم

آخرین مطالب

شن

جمعه, ۲۰ آذر ۱۳۹۴، ۰۷:۴۴ ب.ظ

☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️🌺☘️
🌺☘️🌺
☘️🌺
🌺

داستان تفکر

📚مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد.

مأمور مرزی می‌پرسد: در کیسه‌ها چه داری؟

او می‌گوید: شن.

مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه‌روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد.

هفته‌ی بعد دوباره سر و کله‌ی همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا.
این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن مرد دیگر در مرز دیده نمی‌شود.

یک روز آن مأمور در شهر او را می‌بیند و پس از سلام و احوال‌پرسی، به او می‌گوید: من هنوز هم به تو مشکوکم و می‌دانم که در کار قاچاق بودی. راستش را بگو چه چیزی را از مرز رد می‌کردی؟

مرد می‌گوید: دوچرخه!!!

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۹/۲۰
neda moghimi

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی